بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي

284

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )

بَلْ لا يُوقِنُونَ بلكه بيقين در نمىيابند و تفكر نمىكنند كه خالق جميع ممكنات واجب الوجود است كه اگر اين معنى را يقين ميدانستند اعراض از عبادت خداى تعالى نمينمودند أَمْ عِنْدَهُمْ خَزائِنُ رَبِّكَ آيا نزد ايشانست خزينه‌هاى پروردگار تو تا نبوت را بهر كه خواهند دهند أَمْ هُمُ الْمُصَيْطِرُونَ آيا ايشان مسلط و غالبند بر همه تا هر چه خواهند بكنند أَمْ لَهُمْ سُلَّمٌ آيا مر ايشانراست نردبانى كه بوسيلهء آن بر آسمان برآمده يَسْتَمِعُونَ فِيهِ بشنوند در آن كلام ملائكه را تا عالم بما كان و بما يكون گردند و اگر چنين باشد فَلْيَأْتِ مُسْتَمِعُهُمْ بِسُلْطانٍ مُبِينٍ پس بايد كه بياورد شنوندهء ايشان كه بر آسمان رفته و كلام غيبى را استماع نموده بحجتى و دليلى هويدا تا آن گواه باشد بر صدق استماع او أَمْ لَهُ الْبَناتُ آيا مر خداى تعالى راست دختران وَ لَكُمُ الْبَنُونَ و مر شمار است پسران أَمْ تَسْئَلُهُمْ أَجْراً آيا سؤال كرده اى از ايشان در تبليغ رسالت مزدى فَهُمْ مِنْ مَغْرَمٍ مُثْقَلُونَ پس باشند ايشان از التزام غرامت و تاوان آن اجر گران بار شونده تا ازينجهت از تبعيت تو روى گردان باشند أَمْ عِنْدَهُمُ الْغَيْبُ آيا نزد ايشانست غيب يعنى آيا نزد ايشانست لوح المحفوظ كه مغيبات و مخفيات عالم كونى در آن مندرجست فَهُمْ يَكْتُبُونَ تا آنكه ايشان بنويسند از آن لوح المحفوظ احوال ما كان و ما يكون را و به مردمان خبر دهند أَمْ يُرِيدُونَ كَيْداً آيا ميخواهند در بارهء تو مكرى و تزويرى چنانچه در دار الندوه در باب قتل و حبس و اخراج تو مكرها كردند و مكر ايشان بجايى نرسيد فَالَّذِينَ كَفَرُوا هُمُ الْمَكِيدُونَ پس آنان كه نگرويدند ايشانند كيد كرده شده و مغلوب و منكوب چنانچه در بدر اكثرى مقتول و گرفتار شدند . اگر مراد از فالذين كفروا همان كافران سابق باشند حق مقام ايراد ضمير بود كه گفته شود كه فهم المكيدون پس وضع ظاهر موضع ضمير بواسطهء تسجيل بر كفر ايشانست و محتملست كه مراد از فالذين كفروا اعم از كفار سابق باشد أَمْ لَهُمْ إِلهٌ غَيْرُ اللَّهِ آيا مر ايشانراست معبودى بجز معبود بر حق كه